تبليغاتX
روزنامه دیواری

روزنامه دیواری

یک وبلاگ کاملا آزاد و بیطرف
خدا کیست؟2
                                                  

 

مردي خواب عجيبي ديد . او در عالم رويا ديد كه نزد فرشتگان رفته و به كارهاي آنها نگاه مي كند هنگام ورود ، دسته بزرگي  از فرشتگان را ديد كه سخت مشغول كارند و تند تند نامه هايي  را كه توسط پيك ها از زمين مي رسند ، باز مي كنند و آنها را  داخل جعبه هايي مي گذارند. 
 مرد از فرشته‌اي پرسيد :  شما داريد چكار مي كنيد ؟ 
فرشته در حاليكه داشت نامه ي را باز مي كرد ، جواب داد :  اينجا بخش دريافت است ، ما دعاها  و تقاضاهاي مردم زمين را كه توسط فرشتگان به ملكوت مي رسد به خداوند تحويل مي دهيم. مرد كمي جلوتر رفت . باز دسته بزرگ  ديگري از فرشتگان را ديد كه كاغذهايي را داخل پاكت مي گذارند  و آنها را توسط پيك هايي به زمين مي فرستند. مرد پرسيد :  شماها چكار مي كنيد ؟
يكي از فرشتگان با عجله گفت :  اينجا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمات خداوند را توسط فرشتگان  به بندگان زمين مي فرستيم. مرد كمي جلوتر رفت و يك فرشته را ديد كه بيكار نشسته!!مرد با تعجب از فرشته پرسيد : شما اينجا چكار مي كني و چرا بيكاري ؟ فرشته جواب داد : اينجا بخش تصديق جواب است . مردمي كه دعاهايشان مستجاب شده، بايد جواب تصديق دعا بفرستند  ولي تنها عده بسيار كمي  جواب مي دهند .مرد از فرشته پرسيد :  مردم چگونه مي توانند جواب تصديق دعاهايشان را بفرستند ؟!
فرشته پاسخ داد :  بسيار ساده است ، فقط كافيست بگويند : خدایا متشکریم

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385ساعت22:35توسط محمد درخشنده |
به بهانه روز گل
برخي خاستگاه گل را بهشت برين ميدانند. در برخي از افسانه ها آمده است؛ زمانيكه آدم و حوا به زمين هبوط كردند گل هايي كه به موهاي حوا بود بر زمين ريخته شد. امروز در عصر ما ، زيباترين و ارجمند ترين و در عين حال در دسترس ترين تحفه ها يك شاخه يا دسته گل است كه به مناسبت هاي بسياري هديه ميشود. ايران را از دير باز به كشور گل و بلبل مي‌شناخته‌اند. ايرانيان نخستين ملتي بودند كه گل هديه دادند. گل و غنچه هاي دست داريوش در سنگ نگاره هاي تخت جمشيد است كه بيشتر از 2500 سال سابقه دارد نشان دهنده پيشينه دسته گل  و هديه دادن آن در ايران عهد باستان است. در باب مراسم گل افشاني و تهيه تاج گل و گل آرايي در عصر هخامنشيان مورخان و نويسندگان مطالب قابل توجه بسياري نوشته اند.

                                          روز گل

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385ساعت22:26توسط محمد درخشنده |
خدا کیست؟
شبي از شبها مردي خواب عجيبي ديد.او ديد که در عالم رويا پابه پاي خداوند روي ماسه هاي ساحل دريا قدم مي زندو در همان حال در آسمان بالاي سرش، خاطرات دوران زندگيش به صورت فيلمي در حال نمايش است.
او که محو تماشاي زندگيش بود، ناگهان متوجه شد که گاهي فقط جاي پاي يک نفر روي شنها ديده مي شودو آن هم وقتهايي است که او دوران پر درد و رنج زندگيش را طي مي کرده است.
بنابراين با ناراحتي به به خدا که کنارش راه مي رفت گفت:
پروردگارا... تو فرموده بودي که اگر کسي به تو روي آورد و تو را دوست داشته باشد، در تمام مسير زندگي کنارش خواهي بود و او را محافظت خواهي کرد. پس چرا در مشکل ترين لحظات زندگي ام فقط جاي پاي يک نفر است، چرا مرا در لحظاتي که به تو احتياج داشتم تنها گذاشتي؟
خداوند لبخندي زد و گفت:
بنده عزيزم، من دوستت دارم و هرگز تو را تنها نگذاشته ام.
زمانهايي که در رنج و سختي بودي، من تو را روي دستانم بلند کرده بودم تا به سلامت از موانع و مشکلات عبور کني.
+نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385ساعت13:21توسط محمد درخشنده |
تولدت مبارک
ساعت ۳ صبح بود
صدای زنگ تلفن بود كه پسر جوان را بيدار كرد پسرک به زور بيدار شد تا بره به هركی كه پشت خطه فحش بده چون پدر و مادرش مسافرت بودن و كسی نبود جواب تلفن رو بده ......
صدا . صداي مادرش بود پشت خط :
- سلام پسرم
- چيه ؟ چيكار داري ؟
- خوبی عزيزم ؟
- به تو چه ...
- ناراحت شدی بيدارت كردم ؟
- آره ديگه . توقع داري نصف شب كه آدمو بيدار مي كني خوشحال باشه
- تو هم ۲۵ سال پيش منو تو اين وقتا بيدار ميكردی و منم بهت شير ميدادم .... تولدت مبارک پسرم
---
+نوشته شده در چهارشنبه هفدهم خرداد 1385ساعت20:11توسط محمد درخشنده |
طعم سیب
آدم و حوا را به خاطر خوردن سیب قرمز از بهشت بیرون کردند , تمامی آسودگی های بهشت را از آن ها گرفتند مدتها عذاب بر آنها بود , دیگر طعم آسودگی مطلق را نچشیدند و دروازه های بهشت بر آنها بسته شد... ولی اگر آنها سیب را نمی خورند آیا طعم سیب قرمز را حس می کردند؟
+نوشته شده در چهارشنبه هفدهم خرداد 1385ساعت20:5توسط محمد درخشنده |